تأثير رسانه، فضاي مجازي و هنر در بيداري اسلامي
فخرالدين شيهو/(Fahredin Shehu .Republic of Kosovo)
مقاله ارايه شده به همايش بيداري اسلامي
17 و 18 سپتامبر 2011
مركز گسترش گفتگوهاي بينفرهنگي
كوزوو – پريشتينا – خيابان مادر ترزا
در مورد كوزوو، تأثير رسانه در ساختن افكار توده بسيار گسترده است كه
برجستهترين مثال در اين زمينه، هديه بلاعوض اخير پادشاهي عربستان به
رسانههاي عمومي كوزوو است. نه تنها در اين مورد بلكه از اين جهت نيز خيلي
مهم است كه تأكيدي است بر نقش سازمانهاي تبليغي مختلف فعال در كوزوو كه
ميخواهند فضاي رسانهاي در اختيار داشته باشند تا نشان دهند كه به چه
ميزان، مشاركت آنها در تغيير دين از اسلام به ديگر آيينها براي ساخت دولت
جديد و حقوق بشر سودمند است. همچنين ابزار رسانه براي ترويج ارزشهاي
غيراسلامي مانند ممنوعيت پوشيدن روسري در محافل عمومي، فقدان تحصيلات ديني
در سازمانهاي آموزشي عمومي و حركت به سمت پديدههاي افراطي اروپايي مانند
ازدواجهاي همجنسگرايانه و غيره به صورت كلي براي جامعه كاربرد دارند كه
به راستي منجر به از خودبيگانگي از ارزشهاي اصلي اخلاقي و فرهنگي ميشود.
كليدواژهها: رسانه، حملهي رسانهاي، الجزيره، سيانان، شبكهسازي
اجتماعي، پديدهي فيسبوك، آلبانياييها، كوزوويي، حقوق بشر، خشونت، از
خودبيگانگي، سنت، اسلام، مسلمان، روسري، مسجد، فرهنگ، هنر، مذهب، صوفيسم،
تغييرات، گفتگوها، پروتستانيسم، سازمانهاي مذهبي، پخش اخبار، رسانههاي
الكترونيكي، مطبوعات.
----------------------
چكيده
تا دو يا سه قرن گذشته، بشريت براي تبادلات خود از كالاهاي ارزشمندي مانند
طلا، اسكناس و غيره استفاده ميكرد. در صورتي كه در زمان فعلي كه ما در آن
زندگي ميكنيم، اين اطلاعات است كه در بسياري از جنبههاي زندگي ارزشمند
شده است. در مورد ايالات متحده سيانان يك واحد دولتي ويژه در كنار
مكانيسمهاي سياسي، پولي و نظامي براي دسترسي به اهداف بود؛ جايي كه سلاح
نميتوانست منجر به موفقيت شود. برخي مواقع همزماني نيز داشته است؛ زماني
كه ما ميخواهيم چند نمونه در مورد تأثير رسانه به خصوص بر استراتژيهاي
عمومي و انتشار آن در يك فضاي بزرگ افكار عمومي و لذا ايجاد يك ذهنيت جديد
يعني مالكيت فرهنگي در فضاي كمبود ارزشهاي انساني و فرهنگي را نشان دهيم.
موضوع و تعداد افراد اغلب در مقابل پخش اخبار جلوه ميكنند؛ به خصوص
پايهاي هستند براي ساختن افكار توده مردم.
در مورد كوزوو، تأثير رسانه در ساختن افكار توده بسيار گسترده است كه
برجستهترين مثال در اين زمينه، هديه بلاعوض اخير پادشاهي عربستان به
رسانههاي عمومي كوزوو است. نه تنها در اين مورد بلكه از اين جهت نيز خيلي
مهم است كه تأكيدي است بر نقش سازمانهاي تبليغي مختلف فعال در كوزوو كه
ميخواهند فضاي رسانهاي در اختيار داشته باشند تا نشان دهند كه به چه
ميزان، مشاركت آنها در تغيير دين از اسلام به ديگر آيينها براي ساخت دولت
جديد و حقوق بشر سودمند است. همچنين ابزار رسانه براي ترويج ارزشهاي
غيراسلامي مانند ممنوعيت پوشيدن روسري در محافل عمومي، فقدان تحصيلات ديني
در سازمانهاي آموزشي عمومي و حركت به سمت پديدههاي افراطي اروپايي مانند
ازدواجهاي همجنسگرايانه و غيره به صورت كلي براي جامعه كاربرد دارند كه
به راستي منجر به از خودبيگانگي از ارزشهاي اصلي اخلاقي و فرهنگي
ميشود.نقش هنر و به خصوص فضاي مجازي / اجتماعي در بيداري اسلامي بسيار مهم
است و مثالهاي متعددي در اين خصوص براي روشن شدن اين موضوعات قابل تأمل
ارايه خواهد شد.
نقش رسانه
اخيراً كنفرانسي منطقهاي در اسكوپيه مقدونيه با عنوان «ادبيات در دنياي
ديجيتال» برگزار شد؛ در جايي كه موضوع ديجيتاليزه شدن ادبيات در عصر ما با
سرعت در حال گسترش است. ترس از دست دادن روزنامه و كتاب با پيشرفتهاي فني و
تكنولوژيكي، سرعت نشر پيام و تأثيرات آن به شدت توسط افراد شركت كننده از
كشورهاي حوزه بالكان در كشوري كه خودش به اين مسايل گرفتار است مورد بحث
قرار گرفت.ابزار الكترونيكي به عنوان يك وسيلهي مهم براي نسل پيشروي
شناخته شده بود و نتيجهي اصلي اين بود كه هنر، ادبيات و ديگر انواع آن يك
رشد متعادل را داشته است؛ به خصوص در دنيايي كه از دوران باستان تاكنون
رسانههاي خود را از نقاشي در غارها، كوزهها، استخوانها، چوب و كاغذ تا
صفحات LED و ديجيتال ارتقا داده است. در اين زمينه پخش در سطح جهاني
(تأثير) بيش از رسانههاي فوقالذكر در خور قابل توجه است.تأثير رسانههاي
چاپي و ديجيتال / الكترونيكي در بسياري از حلقههاي دانشگاهي نيز موضوع
مناقشهانگيز در حال گسترش است.
تا دو يا سه قرن گذشته، بشريت براي تبادلات خود از كالاهاي ارزشمندي مانند
طلا، اسكناس و غيره استفاده ميكرد. در صورتي كه در زمان فعلي كه ما در آن
زندگي ميكنيم، اين اطلاعات است كه در بسياري از جنبههاي زندگي ارزشمند
شده است. الان اين رسانه است كه نه تنها سياستها، روشها و فرهنگ مخصوص را
طريق حملات رسانهاي با استفاده از اوهام و موضوعات نامربوط شكل ميدهد
بلكه حوزه تأثير خود را وارد سلولهاي اجتماع و خانوادهها نيز كرده است.
موارد متعددي از استفاده درست يا نادرست از رسانه براي ايجاد آشفتگي و
اغتشاش در جوامع بسياري در قرني كه پشت سر گذاشتيم وجود دارد.
در آمريكا و اروپا تقريباً هر سازماني بخش روابط عمومي خاص خودش را دارد و
ما در طول بمباران نيروهاي نظامي صرب توسط ناتو[2] ديديم كه ساعتهاي
متمادي اقدام به پخش كنفرانسهاي رسانهاي به منظور ارايه توضيحات بيشتر به
مخاطبان و به خصوص مخاطبان صرب صورت ميگرفت تا شايد آنها از گسترش ماشين
جنگي به سمت كوزوو و در نهايت به سمت آلباني منصرف شوند. بسياري از
رسانههاي غربي نيز در پخش اين اخبار فعال بودند.
مثال ديگر، انقلاب اخير ميدان التحرير مصر است كه رسانهها به خاطر بعد
مسافت ما چيزهايي را منعكس ميكنند كه با چيزهايي كه افراد مرتبط با ما از
مصر ميگويند كاملاً تفاوت دارد و تصوير كاملاً متضادي را از موضوع و
انقلاب نشان ميدهند.
در مورد ايالات متحده سيانان يك واحد دولتي ويژه در كنار مكانيسمهاي
سياسي، پولي و نظامي براي دسترسي به اهداف بود؛ جايي كه سلاح نميتوانست
منجر به موفقيت شود. برخي مواقع همزماني نيز داشته است و گزارشگران
مستقيماً به صحنههاي درگيري ميرفتند تا به ظاهر اخبارشان براي افكار
عمومي واقعيتر نيز به نظر برسد.
قانون رسانهها بايد اطلاع از يك داستان و موضوع و نه خلق آن باشد. بسياري
از رسانههاي با نفوذ، در زمينهي احترام به قوانين اخلاقي رسانه شكست
خوردهاند و به جاي اطلاعات، آنها داستانهايي را با تأكيد بر موضوعات خاصي
كه از اهميت فرهنگي و اجتماعي كمتري برخوردار هستند خلق ميكنند.
الجزيره واقعاً رسانهاي است كه به شايستگي نمايندهي رسانههاي تحت مديريت
جهاني است. اين رسانه از اطمينان و مراجعه حتي بسياري از مخاطبان غربي
شكگرا كه تنها به سيانان، بيبيسي، آرايآي يا هر رسانهي غيرمعتبر
ديگر توجه ميكنند دور شده است. انتشار اخبار، زندگي طبيعي، اتفاقات،
رويدادها، فرهنگ، هنر و ديگر ارزشهاي انساني واقعاً به مردم براي فهم بهتر
شرايط نه تنها در خاورميانه و بلكه در سراسر جهان كمك ميكند.
تا چند سال قبل در كوزوو با جمعيت قابل توجه مسلمان در رسانههاي عمومي حتي
يك برنامه براي نشان دادن ارزشهاي فرهنگ، سنت و مذهب اسلامي وجود نداشت.
الان شرايط اندكي تغيير كرده است لذا در طول رمضان مباحث متعددي با
شخصيتهاي مذهبي برجسته در موضوعات اسلامي وجود داشت.
اين يك پارادوكس است كه تنها يك شبكه تلويزيوني كابلي[3] در كوزوو وجود
دارد كه به برنامههاي مربوط به مسلمانان ميپردازد و فقط يك برنامه در
شبكه عمومي «آرتيكا» وجود دارد[4] كه نمايشگاههاي هنر اسلامي كه مسلمانان
در هر تعطيلات و اعياد به آنجا ميروند را نشان ميدهد.
در مورد كوزوو، تأثير رسانه در ساختن افكار توده بسيار گسترده است كه
برجستهترين مثال در اين زمينه، هديه بلاعوض اخير پادشاهي عربستان به
رسانههاي عمومي كوزوو است.[5] نه تنها در اين مورد بلكه از اين جهت نيز
خيلي مهم است كه تأكيدي است بر نقش سازمانهاي تبليغي مختلف فعال در كوزوو
كه ميخواهند فضاي رسانهاي در اختيار داشته باشند تا نشان دهند كه به چه
ميزان، مشاركت آنها در تغيير دين از اسلام به ديگر آيينها براي ساخت دولت
جديد و حقوق بشر سودمند است.
همچنين ابزار رسانه براي ترويج ارزشهاي غيراسلامي مانند ممنوعيت پوشيدن
روسري در محافل عمومي، فقدان تحصيلات ديني در سازمانهاي آموزشي عمومي و
حركت به سمت پديدههاي افراطي اروپايي مانند ازدواجهاي همجنسگرايانه[6] و
غيره به صورت كلي براي جامعه كاربرد دارند كه به راستي منجر به از
خودبيگانگي از ارزشهاي اصلي اخلاقي و فرهنگي ميشود.
پروتستانيسم مسيحي تا حدي فعال است، ليست سازمانهاي غيردولتي كه در قالب
حقوق بشر فعاليت ميكنند واقعاً زياد است ولي در واقع آنها همگي داراي
جهتگيريهاي مذهبي هستند و همهي آنها ميخواهند تا نفوذ خود را در
رسانهها حتي در نوع الكترونيك، اينترنتي و چاپي آن گسترش دهند. اين
سازمانهاي غيردولتي اساساً مسيحي براي مسيحيسازي اكثريت جمعيت مسلمانان
تلاش ميكنند ولي همچنين سازمانهاي مذهبي تركيهاي، عربي – وهابي و بهايي
نيز ذيل چتر پروژههاي جذابيتبرانگيزي تحت عنوان سازمانهاي داراي فعاليت
اجتماعي مانند دورهي كامپيوتر، دوره موزيك، دورهي زبان انگليسي و
دورههاي مديريت وجود دارند.
از جهت ديگر مبليغين صوفيه نيز همچنان به خصوص در منطقهي «دوكاكييني»[7]
فعال هستند ولي آنها فقط يكسري باقيماندههاي فرهنگي هستند و نه
سازمانهايي براي توسعهي معنويت، كمال معنوي و پخش ارزشهاي صوفيگرانه.
آنها در طول ماه محرم با عزاداري خودشان را مديريت ميكنند و به صورت موردي
«ذكر» اجرا ميكنند، با غرور نسب معنوي خودشان را (سلسله) نشان ميدهند و
مهمانداري ميكنند به خصوص مهمانان بينالمللي را و از همه جالبتر
اقدامات غيرعادي انجام ميدهند.
ردپاي صوفيگرايي به اوايل فتوحات امپراطوري عثماني بر اين سرزمينها
برميگردد. مبلغين صوفيگرايي اولين كساني بودند كه به بالكان آمدند و بعد
از آنها گروههاي ديگري مانند مولوي، كديري، ملامي و ...[8]
بسياري از دستورات صوفيگري مبتني بر سنت هستند و برخي از مهمترين اعمال
عبادي آنها مانند ذكر و اشراق[9] همچنان ادامه دارند.به شكرانهي حضور
صوفيگري، ارزشهاي مسلمانان در موارد خاصي مانند اهلالبيت، دوازده امام،
عاشورا و نوروز تا زمان حاضر باقي ماندهاند.عبادات صوفيگرايان تبديل به
مسلك شده و حرمهاي صوفيان تبديل به موزههاي فعالي براي بازديدكنندگان
خارجي شده است. آنها دچار كمبود تحصيلات ديني و بلوغ معنوي مناسب هستند. يك
نفر نميتواند پتانسيل معنوي خودش را توسعه و افزايش دهد و در چنين
سازماني بيش از آن رشد نمايد.هيچ يك از اين موضوعات نه در رسانههاي عمومي و
نه در رسانههاي خصوصي و تجاري به نمايش گذاشته نشدهاند.رشد تكنيكي و
تكنولوژيكي پخش وسيع اطلاعات را به جاي تأثيرگذاري واقعي ممكن ساخته است.
تأثير فضاي مجازي
وقتي ما تصميم ميگيريم كه جمعيتي را نابود سازيم، ما در ابتدا يكسري
دستورالعملها را براي كساني كه در زندگي داراي رفاه هستند و تجاوزگر هستند
ميفرستيم؛ در نتيجه حق بر عليه آنها خواهد شد؛ سپس ما آنها را كاملاً
نابود ميسازيم. (الاسراء، آيه 16( فضاي مجازي يك زمينه و پتانسيل بسيار
گسترده را براي ساخت و بازسازي و يا نابودسازي ارزشهاي انساني و فرهنگي
فراهم ميسازد.
با اين حال در فضاي رسانههاي الكترونيكي و اينترنت اكثر جوانان مسلمان
آزادانه از هويت خود دفاع كرده، مقالات متعددي را در فضاي وبلاگها،
همايشها و غيره به رشتهي تحرير درميآورند، از هنر اسلامي در قالب
برگزاري نمايشگاهها، شعر، قرائت قرآن دفاع كرده و اقدام به برگزاري مراسم
عمومي نماز در خيابانها از زماني كه مساجد ساخته شده در زمان عثمانيها
ديگر گنجايش تعداد نمازگزاران را ندارد ميكنند و افراد خارجي تنها زماني
متوجه ميشوند كه در يك كشور با اكثريت مسلمان هستند كه صداي اذان بلند
ميشود.
ما شاهد اخراج دختران جوان محجبه از مدارس بوديم و اعتراضات به اين موضوع
توسط سازمانهاي غيردولتي مسلمان در سطوح مختلف سازماندهي شد كه البته
اصليترين آنها در پريشتينا بود.[10]
همان طور كه به انسان در اين دنيا عزت و حق حكمراني داده شده است، انسان
بايد از قدرت دروني خود براي بهبود شرايط اطراف و فراي آن استفاده كرده تا
بتواند بر محيط بسيار گستردهاي تأثيرگذار باشد.
نقش هنر در بيداري اسلامي
با كمك تنوع گوناگون ابزارهاي رسانهاي، مطبوعات، فضاي مجازي و غيره، هنر
اگر به خوبي منتشر شود ميتواند به خوبي نوع نگاه به ديگر فرهنگها را
تغيير داده و به عنوان پلي بين فرهنگهاي متفاوت و دور از هم عمل نمايد.ما
شاهد تعداد زيادي از جشنوارههاي بينالمللي شعر، فستيوالهاي فيلم،
رقابتهاي انيميشنسازي و كنفرانسها و ميزگردهاي متعددي هستيم كه
ميخواهند نشان دهند و استدلال ميكنند كه هنر يك وسيلهي مناسب براي
همكاري مردم مختلف از فرهنگها، مذاهب، مليتها و قوميتهاي متفاوت است.
اگر تمام اين موارد با يك رسانهي غيرجهتدار همراه شود و در فضاي مجازي،
اينترنت و وبلاگها نيز منتشر شود واقعاً ميتواند آگاهي بخش بوده و تأثير
زيادي در بيداري داشته باشد.
نتيجهگيري
در اين بحث، بنابراين بود كه اطلاعاتي هرچند اندك در مورد صحنهي رسانهاي،
مذهبي و هنري كوزوو ارايه شود و تأكيد مضاعفي بر نقش رسانه در بيداري
مسلمانان در يك منطقهي خاص از اروپا كه همراه با بوسني و آلباني به عنوان
دروازهي ورود اسلام به غرب (و نه بالعكس از نگاه اروپاييها) شناخته
ميشوند صورت بگيرد.
اسلام امروز تا اندازهي تبديل به يك آينهي بخارگرفته شده است و حتي خود
مسلمانان نيز قادر نيستند تا انعكاس صورت خود را كه از اعماق قلب و تحت
عنوان اخلاق شناخته ميشود ببينند.
رسانه شايد بهترين پاك كننده و صيقل دهندهي اين آينه باشد، همچنين هنر
اسلامي ميتواند زيباييهاي منحصر به فرد اسلام را نشان دهد و شايد به
راستي زيباييهاي اسلام، بزرگي و عظمت اسلام را كه مستقيماً از منابع الهي
سرچشمه ميگيرد منعكس نمايد.
[1] - Fahredin Shehu (Center for Promotion of Intercultural Dialogue)
[2] - بمباران 1998 ناتو عليه صربها براي جلوگيري از پاكسازي قومي
آلبانيان كوزوو از سرزمينهاي آنها، جايي كه فقط در يك هفته بيش از
هشتصدهزار نفر از اقوام آلبانيايي از مرزها به سمت مقدونيه و آلباني به زور
اخراج شدند.
[3] - شبكه محلي «بثا» در پريزرن كه در شبكه كابلي وجود دارد.
[4] - آرتيكا (Radio Televizioni I Kosoves) با مديريت (Artet Pamore) و (Mustafa Ferizi).
[5] - اين كمك براي ديجيتاليزه كردن سيستمها، شبكه بدون سيم و ديگر صنايع
معاصر بود تا در سال 2012 از سيستم آنالوگ به سطح ديجيتال برسد.
[6] - بعد از اعلام استقلال كوزوو در فوريه سال 2008، اين كشور براي
ارتقاي سطح خود به استانداردهاي اروپايي كه چنين ازدواجهايي بخشي از آن
بود تلاش كرد.
[7] - Dukagjini (Prizren, Rahovec, Gjakova and Mitrovica)
[8] -Rifai, Mewlevi, Kadiri, Melami, Halveti, Saadi, etc.
[9] - نماز تحيت قبل از طلوع خورشيد و وجوب آن.
[10] - اعتراض نسبت به ممنوعيت پوشيدن روسري در مقابل وزارت علوم، تحقيقات و
تكنولوژي در تابستان 2010؛ بعد از تصويب قانون منع حجاب نيز اين قانون به
عنوان نقض حقوق بشر شناخته شده بود.